سخن مطهر

شمر امروزت را بشناس! (2)

یهوديهای دنيا بعد از اينكه از ملتهای غير مسلمان زجر و شكنجه و آزار می‏ بينند( در روسيه، آلمان و بسياری از نقاط دنيا( بزرگانشان می‏ نشينند می‏ گويند تا وقتی كه ما در اطراف دنيا متفرق هستيم، در هر جا اقليتی هستيم، سرنوشت ما همين است. ما بايد مركزی را انتخاب كنيم و همه‏ مان آنجا جمع شويم، اتباع مذهب يهود آنجا جمع شوند  .اول هم جايی را كه فكر نمی‏ كنند، فلسطين است، جاهای ديگر را فكر می‏ كنند، بعد جنگ بين الملل اول پيش می‏ آيد( البته من خلاصه‏ اش را عرض می‏ كنم، می‏ توانيد كتابهائی را كه در اين زمينه نوشته شده است، بخوانيد .متفقين با عثمانيها می‏ جنگند. من نمی‏ خواهم از عثمانيها دفاع كنم، ولی هر چه بود، حكومت واحدی بود. اگر ظالم هم بود، بالاخره واحد بود .اعراب‏ ساده لوح از حكومت عثمانی به ستوه آمده بودند . تحريك متفقين را پذيرفتند. از داخل، عليه حكومت عثمانی جنگيدند به وعده اينكه به خود آنها در مقابل عثمانيها استقلال بدهند.

انگليس‏ها به اينها قول قطعی دادند كه ما به شما استقلال می‏ دهيم به شرط اينكه به نفع ما با عثمانيها بجنگيد. اين بيچاره‏ ها جنگيدند. در خلالی كه‏ اين بدبختي های نادان ناآگاه داشتند با دولت تا حدودی اسلامی خودشان‏ می‏ جنگيدند، انگلستان قول و قرار خودش را با حزب صهيونيسم كه تازه‏ تشكيل شده بود محكم كرد كه فلسطين را می‏ دهيم به شما در قلب كشورهای‏ اسلامی. جامعه ملل به وجود می‏ آيد (عدالت را ببينيد!) و تصويب می‏ كند كه در دنيا ملتهايی هستند (مخصوصا ملتهايی كه از عثمانی جدا شده‏ اند) كه‏ چون رشد ندارند، ما بايد بر ايشان سرپرست معين بكنيم تا اينها را اداره‏ بكنند . در واقع می‏ خواستند ارثيه عثمانيها را تقسيم بكنند. قسمتی‏ از آن را دادند به فرانسه، قسمتی را دادند به انگلستان و . . . از جمله‏ جاهايی كه انگلستان گرفت فلسطين بود. گفت من قيم و سرپرست شما هستم، رسما شد كفيل. بعد به صهيونيستها وعده داد ( وعده معروف بالفور ) كه من‏ اينجا را به شما می‏ سپارم.

صهيونيستها ” يعنی يهوديانی كه دهها قرن بود كه در گوشه‏ های ديگر دنيا زندگی می‏ كردند و از نژادهای ديگر بودند. من خودم فكر می‏ كردم كه‏ يهوديان موجود همه از نسل اسرائيلند، حالا می‏ بينم تاريخ تشكيك می‏ كند، می‏ گويد اين حرف دروغ است. بسياری از يهودي ها اصلا از نسل اسرائيل‏ نيستند، جامع مشتركشان فقط مذهب است و بس. حتی نژادشان هم خالص‏ نمانده است. يهوديانی كه در اطراف و اكناف دنيا زندگی می‏ كردند، فقط به دليل اينكه فرنگيها به اينها زجر داده‏ اند و اينها دنبال نقطه‏ ای‏ می‏ گردند كه آنجا جمع شوند، و به دليل اينكه مردم خيانت پيشه‏ ای هستند، و به دليل اينكه كتاب مقدسشان به آنها اجازه داده كه اگر به سرزمينی‏ رفتيد، رحم نبايد در شما وجود داشته باشد و از هيچ وسيله‏ ای برای پيشبرد هدفتان امتناع نكنيد، بعد كه انگلستان وسيله مهاجرتشان را فراهم كرد به‏ اين سرزمين مهاجرت كردند و زمين ها را خريدند در حالی كه يهودی بومی در فلسطين بيش از پنجاه هزار نفر نيست كه الان هم آن بيچاره‏ ها در بدبختی‏ فوق العاده ‏ای زندگی می‏ كنند. يعنی يهوديان اروپائی و آمريكايی كه آمدند، از جمله بدبختيهايی كه به وجود آورده‏ اند اينست كه سربار يهوديان اصلی‏ هستند كه حق دارند در آنجا زندگی كنند.

يك عده روشنفكر در ميان اعراب بود، قيام كردند، انقلاب كردند. اينها را كشتند، اعدام كردند، به دار كشيدند. مرتب يهوديها را فرستادند، همينكه عده زياد شد، اسلحه زيادی هم در ميانشان پخش كردند، بعد اينها افتادند به جان مسلمانان بومی، كشتند و زدند و بعد هم آواره‏ كردند. پشت سر يكديگر از كشورهای اروپائی مهاجرت می‏ شد، آمدند و آمدند. اين يهوديانی كه شما امروز اسمشان را می‏ شنويد: موشه دايان، زلی اشكول، گلداماير، زهر مار، آخر ببينيد اينها از كجای دنيا آمده ‏اند؟ مدعی‏ هستند كه اين سرزمين، سرزمين ماست. امروز در حدود سه ميليون نفر مسلمان آواره از خانه و زندگيشان هستند. هدف مگر تنها همين است كه يك‏ دولت كوچك در آنجا تشكيل شود؟ خيلی اشتباه كرده ‏ايد، خيلی همه اشتباه‏ می‏ كنيم. او می‏ داند كه يك دولت كوچك بالاخره نمی‏ تواند آنجا زندگی كند، يك اسرائيل بزرگ كه دامنه‏ اش از اين طرف شايد تا ايران خودمان هم‏ كشيده شود. به قول عبدالرحمن فرامرزی: اين اسرائيلی كه من می‏ شناسم، فردا ادعای‏ شيراز را هم می‏ كند می‏ گويد: شاعرهای خود شما هميشه در اشعارشان اسم شيراز را گذاشته ‏اند ملك سليمان. هر چه بگويی آقا! آن تشبيه است، می‏ گويد سند از اين بهتر هم می‏ خواهيد؟ مگر ادعای خيبر را كه نزديك مدينه است، ندارند؟ مگر ” روزولت ” به پادشاه وقت عربستان سعودی پيشنهاد نداد كه شما بياييد اين شهر را به اينها بفروشيد؟ مگر اينها ادعای عراق‏ و سرزمينهای مقدس شما را ندارند؟

والله و بالله ما در برابر اين قضيه‏ مسئوليم. به خدا قسم مسئوليت داريم. به خدا قسم ما غافل هستيم. و الله قضيه‏ ای كه دل پيغمبر اكرم را امروز خون كرده است، اين قضيه است. داستانی كه دل حسين بن علی را خون كرده، اين قضيه است.

اگر می‏ خواهيم‏ به خودمان ارزش بدهيم، اگر می‏ خواهيم به عزاداری حسين بن علی ارزش‏ بدهيم، بايد فكر كنيم كه اگر حسين بن علی امروز بود و خودش می‏ گفت برای‏ من عزاداری كنيد، می ‏گفت چه شعاری بدهيد؟ آيا می‏ گفت بخوانيد: ” نوجوان اكبر من ” يا می‏ گفت بگوئيد: ” زينب مضطرم الوداع، الوداع ” ؟ چيزهايی كه من ( امام حسين ) در عمرم هرگز به اينجور شعارهای پست و كثيف ذلت آور تن ندادم و يك كلمه از اين حرفها نگفتم ؟ !

 اگر حسين بن‏ علی بود می‏ گفت اگر می‏ خواهی برای من عزاداری كنی، برای من سينه و زنجير بزنی، شعار امروز تو بايد فلسطين باشد. شمر امروز موشه دايان است. شمر هزار و سيصد سال پيش مرد، شمر امروز را بشناس. امروز بايد در و ديوار اين شهر با شعار فلسطين تكان می‏ خورد.

 هی دروغ در مغز ما كردند كه‏ آقا اين يك مسئله داخلی است. مربوط به عرب و اسرائيل است. باز به‏ قول عبدالرحمن فرامرزی: اگر مال اينهاست و مذهبی نيست، چرا يهوديان‏ ديگر دنيا مرتب برای اينها پول می‏فرستند؟ ما چه جوابی در مقابل اسلام و پيغمبر خدا داريم؟ آيا چند روز پيش در روزنامه نخوانديد كه در سال گذشته يهوديان ساير نقاط دنيا، نه يهوديانی‏ كه فعلا شناسنامه اسرائيلی دارند، پانصد ميليون دلار برای اينها فرستادند كه با اين پولها فانتوم بخرند، بمب‏ بريزند بر سر مسلمانان.

شنيده‏ ام يهوديان ايران خودمان در سال گذشته معادل پول دو فانتوم‏ فرستادند. سی و شش ميليون دلار پول از يهوديان ايران خودمان برای آنها به عنوان كمك رفت. و من آن يهوديها را به عنوان اينكه يهودی هستند، ملامت نمی‏ كنم، ما خودمان را بايد ملامت كنيم، او به همكيشش كمك كرده‏ است، با كمال افتخار پول می‏ فرستد، رسيدش هم از موشه‏ دايان می‏ آيد و آن‏ را در بازار هم نشان می‏ دهد، می‏ گويد بيا رسيدش را ببين. مگر همين دو سه‏ شب پيش ننوشتند ( من بريده‏ اش را از ” اطلاعات ” دارم ) كه الان فقط يهوديان مقيم امريكا روزی يك ميليون دلار به اسرائيل كمك می‏كنند ؟ !

آنوقت تلاش ما مسلمين در اين زمينه چه بوده است؟ به خدا خجالت دارد ما خودمان را مسلمان بدانيم، خودمان را شيعه علی بن ابی طالب بخوانيم .

اصلا من بايد بگويم بعد از اين داستانی را كه ما از علی بن ابی طالب نقل‏ می‏ كنيم، حرام است كه ديگر در منابر نقل كنيم كه : روزی علی بن ابی‏ طالب شنيد دشمن به كشور اسلامی حمله كرده است، و هذا اخو غامد و قد وردت خيله الانبار . بعد فرمود : شنيده‏ ام زينت يك زن مسلمان يا زنی كه‏ در حمايت مسلمانان است را گرفته‏ اند. شنيده‏ ام دشمن، سرزمين مسلمين را غارت كرده است، مردانشان را كشته است، اسير كرده است، متعرض زنان‏ آنها شده است، زيورها را از گوش و دست زنها جدا كرده است. بعد همين‏ علی بن ابی طالب كه ما اظهار تشيع او را می‏ كنيم و نسبت به او حساسيتهای‏ بی معنی و دروغين نشان می‏ دهيم گفت : « فلو ان امرءا مسلما مات من بعد هذا اسفا ما كان به ملوما بل كان به عندی جديرا » (نهج البلاغه ، خطبه . 27). اگر يك مرد مسلمان با شنيدن اين خبر دق كند و بميرد سزاوار است و مورد ملامت نيست.

آيا ما وظيفه نداريم كه كمك مالی به آنها بكنيم؟ آيا اينها مسلمان‏ نيستند، عزيزان ندارند؟ آيا اينها برای حق مشروع بشری قيام نمی‏ كنند؟

كيست كه امروز منكر شود كه فلسطيني های آواره حق بازگشت به وطن خود را ندارند؟  من در سفر مكه بعضی از اينها را ديدم. يك جوانهائی ! فقط می‏ گفتند : دماء الشهداء ، ما اميدمان فقط به خون شهدايمان است. افرادی‏ در ميان آنها هستند كه والله برای لباسشان محتاجند و برهنه می‏ جنگند. اگر هفتصد ميليون جمعيت مسلمان دنيا، هر فرد روزی يك ريال بدهد، در سال‏ نزديك به سيصد ميليارد دلار می‏ شود. اگر فقط مردم ايران كه بيست و پنج‏ ميليون نفر هستيم ( در زمان سخنرانی شهید مطهری)  و نود و هشت درصد ما مسلمان است، هر فرد روزی يك‏ ريال به فلسطيني ها كمك كند، در سال حدود نود ميليون تومان می‏ شود. اگر يك عشر مسلمانان هم هر كس روزی يك ريال كمك كند در سال نه ميليون‏ تومان می‏ شود.

 «فضل الله المجاهدين باموالهم و انفسهم (سوره نساء، آيه 95  ) الذين‏ آمنوا و هاجروا و جاهدوا فی سبيل الله باموالهم و انفسهم»( سوره توبه، آيه 20 ) به وسيله مال كه می ‏توانيم كمك كنيم. والله اين انفاق واجب است، مثل نماز خواندن و روزه گرفتن واجب است. اولين سئوالی كه بعد از مردن‏ از ما می ‏كنند همين است كه در زمينه همبستگی اسلامی چه كرديد؟ پيغمبر فرمود : « من سمع مسلما ينادی يا للمسلمين فلم يجبه فليس بمسلم » ( 1 ) هر كس بشنود صدای مسلمانی را كه فرياد می‏ كند ياللمسلمين مسلمانان به‏ فرياد من برسيد، و او را كمك نكند، ديگر مسلمان نيست، من او را مسلمان نمی‏دا نم. چه مانعی دارد كه ما برای اينها حساب باز كنيم؟ چه‏ مانعی دارد كه مقدار كمی از درآمد خودمان را اختصاص به اينها بدهيم؟ چرا يهوديان دنيا حتی يهوديان ايران كمك بكنند و ملتهای ديگر آنها را حسين كنند، بارك الله بگويند، ملت بيدار بگويند: ولی ما نكنيم؟
مردم بيدار آن مردمی هستند كه فرصت شناس باشند، دردشناس باشند، حقايق شناس باشند. من وظيفه خودم را عمل كردم. وظيفه من فقط گفتن بود و خدا می‏ داند جز تحت فشار وجدان و وظيفه خودم چيز ديگری نبود. اين كمك مالی را وظيفه‏ شما می‏ دانم. و وظيفه خودم و هر خطيب و واعظی می‏ دانم كه اين را بگويد، بر هر خطيب و واعظی من واجب می ‏دانم كه چنين حرفی را بزند. مراجع تقليد بزرگی مثل آيت الله حكيم و ديگران رسما فتوی داده‏ اند كه كسی كه در آنجا كشته می‏ شود، اگر نماز هم نخواند شهيد در راه خداست.

 پس بيائيم به خودمان ارزش بدهيم، به كار و فكر خودمان ارزش بدهيم، به كتابهای خودمان ارزش بدهيم، به پولهای خودمان ارزش‏ بدهيم، خودمان را در ميان ملل دنيا آبرومند بكنيم. علت اينكه دولتهای‏ بزرگ جهان چندان درباره سرنوشت ما نمی‏ انديشند، اينست كه معتقدند مسلمان غيرت ندارد. آمريكا را فقط همين يكی جری كرده است. می‏ گويد مسلمان جماعت غيرت ندارد، همبستگی و همدردی ندارد.  می‏ گويد يهودی كه‏ برای پول می‏ ميرد، جز پول چيزی نمی‏ شناسد، خدايش پول است، زندگيش پول‏ است، حيات و مماتش پول است، به يك چنين مسئله حساسی كه می‏رسد روزی‏ يك ميليون دلار به همكيشانش كمك می‏ كند ولی هفتصد ميليون مسلمان دنيا كوچكترين كمكی به همكيش خود نمی‏ كنند.

نهضت حسینی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

22 + = 26