بسم الله الرحمن الرحیم

 … فکر نکنید، بگویید، بنویسید، در مجامع خودتان منعکس کنید، آن کرسی های آزاد اندیشی راکه من صدبار با کم و زیادش تأکید کرده ام راه بیاندازید و این ها را هی اینجا و آن جا بگویید، این می­شود یک فضا، وقتی یک فضای گفتمانی به وجود آمد، همه درآن فضا فکر می کنند، همه درآن فضا جهت گیری پیدا می­کنند، همه درآن فضا کار می کنند (بیانات ولی معظم فقیه در جمع نخبگان و برگزیدگان علمی 13/7/90).

نباید از آزادی ترسید و ازمناظره گریخت. بی شک آزادی خواهی و مطالبه، فرصتی برای اندیشیدن و برای بیان اندیشه توأم با رعایت ادب است. استفاده از آزادی، یک مطالبه اسلامی است (پاسخ به نامه جمعی از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه در مورد کرسی های نظریه پردازی(16/11/81)  ولی معظم فقیه

یکشنبه ساعت 3 بعد از ظهر، سالن اجتماعات مرکز پر از دانشجو، صندلی خالی پیدا نمی شد. برای بعضی ها صندلی آوردند و آن ها کنار دیوار نشستند، بعضی ها هم ایستاده بودند تا آخر….

این اولین جلسه کرسی های آزاد اندیشی در مرکز علمی کاربردی محمد رسول الله (ص) بود که با موضوع حجاب و عفاف و با حضور ریاست مرکز جناب آقای دکتر هاشمی برگزار می شد.

جلسه را خانم رئیسی -که یکی از مسئولین دانشگاه می­باشد- شروع کرد. توضیحاتی درباره ­ی چگونگی برگزاری نشست آزاداندیشی و روند پرسش و پاسخ ها مطرح شد، بعد از ایشان نوبت ریاست مرکز بود تا با صحبت های خود، استرس حرف زدن و اظهار نظر کردن را از دانشجوها بگیرد.

آقای دکتر هاشمی بعد از سلام و خیرمقدم و صحبت های معمول گفتند: باید افکار و اندیشه ها را درجایگاه اندیشه ها جولان داد و تضارب آرا رخ دهد و بدانیم که اینگونه اندیشه برتر همیشه حاکم است. اگر معتقد باشیم که اندیشه اسلام، اندیشه تشیع، بالاترین اندیشه است پس چه ابایی داریم که اندیشه ها مطرح شود ؟ ولو راجع به ولایت فقیه …

دکتر هاشمی که مسئول طرح مطالعاتی بینش مطهر نیز هست اظهار داشت:

شهید مطهری هشدار می دهد که اگر در مملکتی فکرها آزاد نباشد این مملکت با مشکل مواجه خواهد شد. کما اینکه دیدیم درجریان فتنه با مشکل مواجه شد.

اکنون سوال اینجاست که چه نوع آزادی ممنوع است؟ جواب این است که آزادی تمسخر، آزادی توهین! چرا حکم سلمان رشدی اعدام است؟ زیرا در قالب یک رمان، یک پیامبر را مسخره کرده است! اگر برای خانواده­ ی شما یک نفر رمان بنویسید شما اجازه می دهید؟ در توجیه کار خودشان هم بیان می­کنند قلم زده ام چون آزادی قلم داریم! نه خیر آزادی قلم نداریم، آزادی فکر داریم. یعنی شما هر صحبتی را مطرح کردید باید دلیل و منطق خود را بگویید. آن منطق را می­شود نقد کرد و این آزاد است.

در مورد مسئله حجاب و عفاف هم سوالاتی مطرح می شود از قبیل اینکه: آیا لازم است در محیط های علمی، حجاب و عفاف داشته باشیم؟ آیا مردم ما آن قدر فهمیده نیستند که انتخاب کنند و هرکس خواست حجاب داشته باشد و هرکس خواست نداشته باشد؟ اگر کسی حجاب ندارد باید با زور با او برخورد کرد و یا باید فقط او را نصیحت کرد؟ یا باید سکوت کرد؟ آیا عفاف همان حجاب است؟ آیا استاد دانشگاه باید با آرایش درکلاس درس حاضر شود ؟….

این مباحث را باید با عقل و منطق بررسی کرد و به یک جمع بندی رسید. جوّ عمومی ملاک نیست، منطق و معیارهای عقلی ملاک است. «نحن ابناء الدلیل؛ ما فرزندان استدلال هستیم». باید به منطق و استدلال افراد احترام گذاشت. بزرگترین مشکل مملکت ما آن است که افراد نمی توانند باهم گفتگو کنند.

همه­ ی نظرات باید مطرح شود، جمع بندی نظرات به قانون تبدیل شده و قانون است که باید اجرا شود. چنین جمعی می شود یک جمع با استدلال پویا و علمی.

***

پس از صحبتهای ابتدایی ریاست محترم دانشکده، دانشجوهایی که قبلا ثبت نام کرده بودند یکی یکی آمدند و نظرات خود را درباره موضوع مورد بحث ارائه دادند. عده­ ای هم سؤالات خود را مکتوب کردند و به آقای هاشمی رساندند تا جواب خود را دریافت کنند.

جلسه منظم و آرام پیش می رفت و گاهی هم در حین صحبت دانشجوها، از لابه­ لای جمعیت صدای کسی به گوش می رسید که اظهار نظر می کرد و این از توجه حضار به سخنان گوینده حکایت می کرد.

***

در پایان، مجددا از آقای دکتر هاشمی دعوت شد تا پشت تریبون برود …

ایشان ضمن تشکر از دانشجویان برای نظرات ارائه شده سوالاتی که بچه ها پرسیده بودند را یکی یکی خواندند و جواب دادند و نظرات خود را نیز از بحث حجاب و عفاف ارائه کردند.

یکی از سوال ها این بود: خداوند مرا آزاد آفریده پس چرا باید حجاب داشته باشم؟

آقای هاشمی جواب دادند:

خداوند انسان را آزاد آفریده تا روح انسانی تو آزاد باشد نمی خواهد اسیر آرایش باشی؟ چرا معطل این عناصر پیش پا افتاده و مصنوعی هستی؟

روح مومن پستی نمی پذیرد. روح را نباید اسیر ظاهر کرد شکل و قیافه را باید در اسارت روح قرار داد. آزاد باشید. ای بشر آزاد زی آزاد زی.

آیا روح انسان نیاز به آرایش ندارد؟

همان خدایی که زن و مرد را آفرید همین زیبایی های ظاهری (مو و…) را آفرید، در قرآن گفته است که باب جلوه گری در جامعه را ببندید و تبرج را محدود به محارم کنید.

اگر خداوند چنین قولی نفرموده است که هیچ. اما اگر فرموده است و دستور به رعایت این قوانین داده است به چه حقی می­توان آن را نادیده انگاشت.

چرا در این مملکت وقتی مردم کمربند ایمنی نمی بندند آن افراد را جریمه می کنند اما وقتی حجاب ندارد، می گذارند به حساب اینکه خود فرد باید بفهمد؟

چون کمربند ایمنی از قوانین راهنمایی و رانندگی است و حجاب از طرف خدا آمده است؟؟؟

می بینیم که مسئول مملکت طبق قانون عمل نمی کند، در ادارات حجاب که قانون رسمی کشور است رعایت نمی شود. اگر مالیات ندهیم ممنوع الخروج می شویم اما اگر حجاب نداشته باشیم خیر.

ظاهرا بعضی از ما تصور می کنیم خداوند بر سر قوانینش با ما شوخی دارد.

من موظف هستم که درباره رعایت قوانین الهی از جمله حجاب به اطرافیانم تذکر بدهم. خانواده ها هم باید بتوانند حجاب را برای فرزندانشان تبیین کنند. همه ما باید این سوال را از خود بپرسیم و جواب دهیم که آیا ما حقیقتا معادی داریم یا خیر؟؟

از بنده بعنوان مسئول دانشگاه روز قیامت خواهند پرسید که چرا اجازه داده ام در این مجموعه گناهی صورت بگیرد در حالیکه می توانستم مانع آن بشوم.

آقای دکتر هاشمی در ادامه اظهار داشتند:

برای مشخص کردن محدودیت ها حول یک مسئله، 2طریق داریم:

دین و قانون. برای مثال قانون یک شرکت این می تواند باشد که فلان لباس را باید بعنوان لباس فرم بپوشیم. طبیعتا به تناسب هر موقعیتی و هر مکانی باید قوانین همان مکان را رعایت کرد. باید از قوانین پیروی کرد تا اهدافی که در نظر گرفته شده است، تامین شود.

حالا در دین گفته شده که بیرون بودن یک تار موی خانم، حرام است؛ پس چرا بدحجابی وجود دارد؟

اگر منطق دوست داشتن باشد و تمایل شخصی افراد، در نتیجه ما هم بعنوان مسئولین دانشگاه دوست داریم افراد بد حجاب را از مجموعه اخراج کنیم.

یک محیط علمی نیاز دارد به یک جوی آرام بدون آلوده شدن به تعلقات و کشش ها. امروز، ناامنی خطری است که جوانان را تهدید می کند. یکی از دلایل اقبال خانواده ها به این مجموعه دانشگاهی محمدرسول الله (ص)، اطمینان خاطری است که والدین به فضای حاکم بر این مجموعه داردند.

سئوال: چرا نباید رنگ روشن پوشید؟

رنگ روشن در اسلام مانعی ندارد. آنچه که پذیرفته نسیت لباس شهرت است. مهم این است که لباس انگشت نما نباشد. در آیین نامه دانشگاه هم همینطور آمده که لباس نباید جلف باشد.

حجاب برای آن است که جنبه های غیر از جنبه های انسانی در روابط اجتماعی تاثیر نگذارد. نوع چادر هم مهم نیست، مهم این است که آن هدف عالی تامین شود.

در باب امر به معروف و نهی از منکر عرض کنم که امر به معروف و نهی از منکر یعنی باید شخصیت افراد را محترم شمرد و در عین حال نیز توصیه و تذکر را داد.

***

این مراسم در راستای لبیک به امر به امر ولی معظم فقیه برگزار شد و ان شاءالله فتح بابی باشد برای برگزاری کرسی های آزاد اندیشی در سایر دانشگاه ها.

دبیرخانه بینش مطهر- استان تهران

ارسال دیدگاه

طفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید

÷ 1 = 7

This site is protected by reCAPTCHA and the Google Privacy Policy and Terms of Service apply.