اخبار

شهیدمطهری‌،تهدیدبرای‌چه‌کسانی؟

شهید مطهری یکی از شخصیت های بزرگ جهان اسلام است که باوجود گذشت چند دهه از شهادت ایشان آثار و افکارش هنوز تازگی خود را برای جوانان دارد که اگر هر انسان با روح و روان سالم به این آثار روی کند به رشد بالایی در خصوص شناخت اسلام ناب محمدی دست پیدا خواهد کرد. مطهری با شاگردی در محضر علمای بزرگ و بی نظیری همچون علامه طباطبایی و امام راحل توانست به فیلسوفی تبدیل شود که حتی امروز نیز با استفاده از آثار او که به شیوه عقلی و علمی تألیف گردیده می توان بسیاری از نظریات پوچ اومانیسم و لیبرالیسم یا مباحث حقوق بشری غربی را به چالش کشیده و آن ها را مورد هجمه قرارداد. در خصوص این شخصیت بزرگ، گفت وگویی با سید محمد صالح هاشمی گلپایگانی استاد حوزه و از اساتید دانشگاه امام صادق (ع) و رئیس سابق گروه معارف این دانشگاه داشته ایم که در ادامه می خوانید:

اندیشه مطهری،برای چه کسانی تهدیدبود؟ چرا مطهری رانشانه رفتند؟ اندیشه شهید مطهری یک اندیشه مستقیم و استوار مبتنی بر مبانی اسلام است که می تواند محک و معیاری برای تشخیص انحراف سایر اندیشه ها باشد، بنابراین اگر اندیشه ای چپ یا لیبرالیستی باشد مشخص می کند که کجا با اندیشه اسلام زاویه دارد یعنی اندیشه شهید مطهری به شکلی استوار، با استقامت و مستقیم، زاویه ها و انحرافات را معلوم می کند، به همین دلیل گروه های مختلف با اندیشه شهید مطهری به مقابله برخواستند و این مساله صرفا مربوط به سالهای گذشته و اندیشه چپی ها نیست. چپی ها آن زمان جولان زیادی داشتند اما امروز نیز با اندیشه های شهید مطهری تقابل زیادی هست، یکی از مهم ترین مباحث تقابلی شهید مطهری این است که ایشان اعتبار جدی به مبحث عقل می دهند.

اعتبار دهی به مباحث عقلی منجر به دشمن شدن برخی با ایشان شد؟ بله، مطهری عقلانیت را به صورت جدی مطرح می کند، بنابراین در سه حیطه با وی تعارض پیدا می شود، یک گروه افراد سنت گرایی هستند که مثلا پای یک آداب و رسوم مذهبی حتی مانند مراسم امام حسین (ع) و غیر و ذلک می ایستند اما می گویند ما به این مساله کاری نداریم که هدف امام حسین (ع) چه بوده است لذا بحث عقلانیت شهید مطهری با نگاه برخی به نهضت حسینی تقابل پیدا می کند که شیعه انگلیسی یا گروه هایی از این دست مصداق این گروه هستند. گروه دومی که در مقابل شهید مطهری جبهه گیری می کنند افراد سنت گرای ملی یا ملی گراهای سنتی هستند. برای این افراد رسم و رسوم و آداب ها اهمیت داشته و بدون عقلانیت نسبت به ایرانیت تعصب پیدا می کنند،اما شهید مطهری به عنوان مثال باقوت و شدت چهارشنبه سوری را نماد جهالت و حماقت و سیزده به در را بی مبنا دانسته و مورد هجمه قرار می دهد و رسم و رسوم آبا و اجداد را همین طوری قبول نمی کند، مگر آنچه که سبب مفاخر و افتخار یک ملت باشد که آن را نیز با دو شرط قبول می کند که یکی قابل ارائه به کل جهان باشد و دیگر اینکه عقلانی باشد. سومین گروهی که با شهید مطهری مقابله می کنند متعصبین غرب گرا یا کسانی هستند که غرب را الگوی موفقی می دانند و تعقل در خوب و بد غرب را برنمی تابید. هر چند ممکن است حتی ادای روشن فکری را هم در آورند اما یک متحجر نمای روشن فکر هستند و غرب را به عنوان یک بت می پرسند، شهید مطهری اندیشه غرب را نیز به چالش می کشد و آن را با عقلانیت مواجه می کند، متعصبین نسبت به غرب که حتی برخی از سنت گراهای امروزی را نیز شامل می شود، در حال حاضر مخالف شهید مطهری هستند. این سه گروه با هویت سه گانه دینی، ایرانی و تجدد غربی که شاید مردم ما نیز آن را داشته باشند در حال حاضر با شهید مطهری مقابله می کنند.  درگذشته اندیشه های چپ بیشتر بروز و ظهور کردند اما امروزه اندیشه های چپ خیلی بروز و ظهور ندارند بلکه افول دارند اگر روزی بروز کنند آن ها هم گروه چهارم مقابله با شهید مطهری هستند.

به عقیده شما چرا مطهری مهم بوده و هست؟ امروز که رهبر معظم انقلاب جامعه را رهبری و راهبری می کنند با تاکید می فرمایند مبانی فکری این نظام، آثار شهید مطهری است و غیر از این نیست، خب این سوال مطرح می شود بعد از این همه سال چطور رهبر انقلاب مبنای فکری یک نظام را آثار شهید مطهری می دانند دلیلا ینا ست که شهید مطهری یک دغدغه جدی داشتند که درباره آن نیز بسیار کارکردند و آثار خود را نیز بر همین مبنا قرار دادند به این علت  سال قبل  1400آثار ایشان همواره به روز است، دغدغه ایشان این بود که ایا اسلام  سال قبل 1400 می تواند پاسخگوی مصالح امروز و فردای جامعه ما باشد آیا قرآن می تواند هموارهب ه روزباشد مطهری اصل اسلام و مقتضیات را قبول داشته و بر اساس ثابتات و متغیرات حرکت می کند، ثابتات را پایه قرار داده و در متغیرات تمرین چگونگی تغییر و تحول را ارائه می کند و آثار خود را بر همین اصل قرار می دهد، بنابراین آثار ایشان همواره به روز است. ایشان آثار خود را در خصوص ثابتی که می تواند متغیرات را به روز کند طراحی نمودند لذا این مبنای نظام می شود زیرا نظام همواره با مسائل جدید مواجه است که باید آن ها را بر اصول ثابت مبتنی کند یعنی همیشه اصلاحاتی دارد که باید بر اساس پایه و اصول باشد لذا اصول گرایی اصلاحی روش شهید مطهری بود این سبب می شود که آثار شهید مطهری به روز بوده و ما امروز هم اثر نظرات شهید مطهری را حس کنیم. و همین باعث شده همچنان مطهری دشمنان خود را داشته باشد؟ شهید مطهری در ارائه نظرات خود شجاعت علمی داشتند زمانی که یک زاویه انحرافی را می دیدند بسیار صریح ایستاده و شاخص را مشخص می کردند لذا این شجاعت در بیان، تحقیق و تسلط علمی سبب می شود که دشمنان در مقابل ایشان همچنان موضع داشته باشند. نگاه شهید مطهری به حکومت اسلامی چگونه بود؟ شهید مطهری در خصوص حکومت اسلامی و ولایت فقیه یک تعریف جانانه از میرزای نائینی داشتند کتاب تنزیه الامه و تنبیه الملته ایشان را می ستودند. کتاب مرحوم نائینی را ایشان به شکل تئوری در بحث ولایت فقیه تبین می کنند که در زمان مشروطه با آن بحث هایی که شد که البته مخالفینی نیز پیدا کردند.  شهید مطهری چون انسان عقل گرایی بود عقل را به عنوان پیامبر درونی و حجت خدا جزء دین می دانست. ایشان بحث حاکمیت حکومت اسلامی را یک بحث عقلی می دانستند که آیا اسلامی که در خصوص تمام ابعاد زندگی انسان نظریه دارد آیا می تواند درباره چگونگی اداره جامعه نظریه نداشته باشد! لذا ایشان بحث جمهوری اسلامی یعنی جمهوریت را شکل غالب حکومت و اسلامیت را ماهیت حکومت می دانند یعنی  اینهایی که بعضی مواقع می گویند جمهوریت مثل اسلامیت است باید بدانند که این گونه نیست یعنی برای هدف ها هویت اسلامی به شکل جمهوریت باید حرکت کند جمهوریت نمی تواند ماهیت حکومت را بر هم بزند، روش رساندن مردم به ماهیت و هدف های حکومت هم شکل جمهوریت است، بنابر این ایشان به نوعی دین سالاری مردمی را ترویج می کنند که هویت و راس آن، ماهیت اسلامی و شکل مردمی بودن آن است. نظریات شهید مطهری بیشتر تحت تاثیر کدام عالم یا نظریه پردازا ست؟ ریشه بسیاری از مباحث شهید مطهری بر اصل و اساس توحید است، ایشان اعتقاد داشتند که انسان باید در همه عرصه های سیاسی، اقتصادی، زندگی فردی و اجتماعی خدا را در نظر داشته باشد، زیرا بر اساس جهان بینی توحیدی هیچ لا حول و لا قوه الا باالله یا هیچ حول، قوه و منشاء اثری در عالم وجود ندارد.  شهید مطهری به کتاب خدا در زندگی انسان توجه دارد یعنی نقش خدا در زندگی انسان را مشخص می کند و سراسر عالم را منشا یک اثر می داند بر اساس این نظام فکری و ریشه توحیدی پایه انسان شناسی را در مبنای اندیشه قرار داده است. در غرب همه فیلسوف ها به بحث خاصی مشخص می شوند که مثلا برخی هگل شناس هستند، ازایشان می پرسند شما فیلسوف چه چیزی هستید؟ا یشان در پاسخ فرمودند من فیلسوف فطری هستم، مساله انسان شناسی فطری که شهید مطهری مطرح می کند بر اساس ریشه توحیدی و پایه همه مباحث ایشان است، بنابراین اگر انسانیت انسان ریشه در توحید نداشته باشد پوچ است و اصلا جهان بدون توحید، جهانی بی پایه و شجره خبیثه ای است که ثبات ندارد و می افتد، حال اگر شما در زندگی غربی، نگاه های چپی می بینید با آثار شهید مطهری می توان تمام علوم غربی را که مبتنی بر اومانیسم و لیبرالیسم استب ه چالش کشید، همچنین با آثار شهید مطهری می توان حوزه زندگی و مباحث حقوق زن و مرد و یا تمام باروهای غربی در خصوص حقوق بشر و حقوق زن غربی، را به صورت فعالانه و نه منفعلانه به چالش کشیده و بر آن ها هجمه علمی داشت. شخصیت شهید مطهری توسط علامه طباطبایی و     امام راحل شکل گرفته و آثار ایشان نیز از دو آبشخور تفسیر المیزان و اندیشه های امام راحل (ره) سرچشمه گرفته است، افزون بر آن، قدرت خلاقیت و عالمیت که علامه طباطبایی، شهید مطهری و امام راحل داشتند هر آنچه این سه تن دارند از قرآن و روایات است.  بحث ما این است که چگونه می توان با اندیشه عالمان بزرگی نظیر شهید مطهری، علامه طباطبایی و امام راحل به محضر قرآن و روایت رسید و وارد دریای بیکران معارف اسلامی شد که اگرا ین گونه شود، همچون این شخصیت های بزرگ می توان تمام شرق و غرب و اندیشه چپ و راست را بر اساس محور توحیدی و با انسان شناسی اسلامی به چالش کشید.‌

گفت و گو با نشریه نخل جنوب: 12 اردیبهشت ماه 1395/ شماره 158

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

57 + = 66