سخن مطهر

جبر و اختیار(3)

سوال:  معنای آیه شریفه «یهدی من یشاء و یضل من یشاء» چیست؟  جواب: هیچ فعلی از ما صادر نمی شود مگر به اراده خداوند، حالا همان خدا، اراده کرده است که من و شما فعل اختیاری انجام دهیم. فعل من، فعل من است، و فعل من، فعل خداوند است.

معنای آیه: « خدا می خواهد که هر کس خودش بخواهد و اراده کند، به راه هدایت رود و هر کس خودش بخواهد و اراده کند به ضلالت برود»

 نکته: اختیار ما به اختیار خداوند است.  لحظه به لحظه قدرت اختیار و انتخابم از اوست ولی انتخاب از خودم است.

  • توضیح: انسان لحظه به لحظه، آن به آن، وجود می گیرد. اگر وجود نباشد، اختیار کجاست؟! آن به آن، وجود اختیاری به شما داده می شود. این قدرت تصمیم گیری را چه کسی به شما می دهد؟ خداوند، اما این خود شما هستید که انتخاب می کنید چه جوری حرف بزنید، مودبانه یا غیرمودبانه، چه لغتی را انتخاب کنید.

اختیار: لاجبر و لاتفویض، بل امر بین الامرین

نکته: خداوند، دایما قدرت دخالت در  انتخاب ما دارد، نه اینکه انتخاب می کند، بلکه هر لحظه خداوند اراده کند، زبان من باز می ایستد. شما در جبر، اختیار دارید. اراده خداوند مقرر کرده است که شما  اراده کنید. خداوند به شما وجود داده است و آن به آن، لحظه به لحظه، به شما وجود می دهد. خودتان انتخاب می کنید ولی سرمنشا این انتخاب از کجاست؟ شما از خودتان هیچ وجودی ندارید. شما ذیل اراده خداوند، اراده دارید.

 موضوع اختلاف ها در دنیا:

 امکان ندارد کسی تلاش کند و نیت اش هم خالص باشد، ولی نتیجه نبیند.

 لازمه دنیا: اختلافات است. نکته مهم این است که انسان اطمینان خاطر کامل داشته باشد از اینکه خدا و رب رحمان و رحیمی دارد، در این صورت می گوید: هر آنچه که تو دادی، ممنون و هر آنچه که ندادی، باز هم ممنون.

 باید به خداوند، حسن ظن داشته باشیم: هر آنچه را که نمی دانیم و نمی فهمیم، باید به خداوند حسن ظن داشته باشیم.

 سوال: آیا خدا از ما به خودمان، مهربان تر است یا اینکه خودمان به خودمان، مهربان تریم؟ آیا مطمئنیم که خدا، مهربان تر است؟ خیر،    نیستیم. اگر بودیم، وضعمان این نبود.

 بحث عرفا: «حسن ظن به خداوند»

اگر یک پدر پولدار، قدرتمند و قوی، پشت ما باشد، آیا اطمینان خاطر داریم یا نه؟ قطعا چرا. حالا آیا یک خدای این طوری پشت ما هست یا نه؟ اگر این را قبول داشته باشیم، زندگی خیلی خوب می شود، آدم «کوه» می شود که البته کار می خواهد. ما ظرفیت محدود داریم. تا قبل از اینکه ظرفیت ما پر شود، باید ظرفیت سازی کنیم. چون اگر ظرفیت پر شد، دیگر کار، خراب می شود. بحث «تقوا» و ظرفیت سازی اینجا معنا پیدا می کند( ادامه دارد…)

ذکتر هاشمی گلپایگانی

(بخشی از تدریس مباحث کتاب آزادی بندگی، هدف زندگی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + 9 =