اخبار

افتتاحیه دوره تربیت مدرس بینش مطهر با حضور دانش آموختگان حوزه و دانشگاه

مراسم افتتاحیه دومین دوره تربیت مدرس دانشگاه با محوریت آثار استاد مطهری در تاریخ 20 فروردین 94، همزمان با ایام با سعادت ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها در حضور 350 نفر از مخاطبان برگزار شد. متن سخنرانی دکتر هاشمی گلپایگانی (ریاست دانشگاه محمد رسول الله(ص)) در مراسم مذکور به قرار زیر می باشد. (دانلود فایل صوتی)

بسم الله الرحمن الرحیم

 تفسیر سوره مبارکه قدر:

در ایام ولادت حضرت زهرا (س) هستیم. در تعابیر امام صادق (ع) آن لیله­ ای که نمی­ دانید چه خبر است، آن فاطمه است. انّا اعطیناک الکوثر، به تو خیر فزاینده، خیری که تکثر و جوشش خیر است یعنی «کوثر» به تو عطا کردیم. یکی از شاخصه­ های کوثر، لیله القدر است. شبی که جوشش یک زندگی دارد، یک زندگی تمام در یک شب. حقیقت لیله القدر، فاطمه است و آنکه قضا و قدر و تقدیر می­ کند، الله است. لذا لیله القدر، فاطمه الله است که اگر کسی حقیقت فاطمه را بخواهد، قابل درک نیست. به وجود ایشان باید توسل کنیم تا برکت پیدا کنیم.

مبارک و برکت یعنی چه؟ در لسان عرب به پشم جلوی سینه شتر، «برک» می­ گویند، خاصیت پشم برک این است که از مقدار محدود آن می­ توان، مقدار پارچۀ زیادی تهیه کرد، این می­ شود برکت. سالی که مبارک است یعنی باید در آن از مقدار محدود، حرکت ایجاد کرد و از حرکت فزاینده است که برکت ایجاد می­ شود. ان شاالله با تمسک به حضرت زهرا (س) بتوانیم رنگ و بوی این بزرگواران را داشته باشیم تا مورد برکت قرار گیریم.

ضرورت برگزاری دوره بینش مطهر برای اساتید دانشگاه

دانشگاه اسلامی می­ تواند قوۀ رسانندۀ ما به اهداف باشد، دانشگاه­ها باید برای اسلامی شدن ساخته شوند. دانشگاه باید در چهار رکن، اسلامی شود. این ارکان چهارگانه عبارتند از:

  1. رکن اول- متون و محتوای علمی:

متون دانشگاهی ما عمدتا برگرفته از علوم غربی و غیربومی است و خیلی از اساتید ما نقش ضیط صوت دارند و این را نشان علمیت و اکادمیک بودن می ­دانند. متون دانشگاهی ما اسلامی نیست.

  1. رکن دوم- مخاطب دانشگاه­ها:

مخاطب دانشگاه­ها، دانشجویان­ هستند. آیا مخاطبان دانشگاه­ها، پاسدار اسلامیت و علمیت آن رشته ­اند؟ بسیاری از مخاطبان ما دانشجویان­ هستند. آیا در نظام جمهوری اسلامی ایران، دانشگاهی ایجاد شده که بتواند اهداف اسلامی را دنبال کند؟

کشور چین در زمانی ادعا داشت که تمدن بعدی ما هستیم چون در آن زمان، کشور ژاپن از دانش قوی و پیشرفته برخوردار بود، اما نسل بعدی خود را جهت کشیدن بار این مسئولیت آماده نکرده بود، اما چین مدعی است که این آمادگی را در نسل بعدی ایجاد کرده است. آیا دانشجویان ما در حال حاضر، تحمل کشیدن بار مسئولیت این کشور را دارند؟

  1. رکن سوم – مدیریت و برنامه ­ریزی

بحث مدیریت و ساز و کارها و برنامه­ ریزی، جدی است. آیا ساختارهای کنونی ما به تناسب اهداف ما ایجاد شده است؟ از امور ساده گرفته تا امور پیچیده، آیا مطابق با اهداف، برنامه ­ریزی شده است؟ به طور نمونه، همین که یک ترم دانشگاهی، شانزده هفته است، این مبنا از کجا امده است؟ ساختار آموزش و پرورش ما چگونه است؟ چرا یک بچه باید صبح زود از خواب بیدار شود و برود مدرسه و حجم انبوه مطالب به او داده شود و دوباره خسته به خانه بر­گردد، که چه بشود؟

آیا مدیران و مدیریت کنونی دانشگاه­ها، نگاه­شان این است که دانشگاه ما اسلامی شود؟! فکر مدیریتی حتما باید به دنبال ساختن دانشگاه اسلامی باشد.

  1. رکن چهارم- اساتید دانشگاه

برای یک ایجاد یک دانشگاه اسلامی باید حتما اساتید اسلامی داشته باشیم. شرایط ظاهری اسلامی بودن، شرط لازم است اما کافی نیست. آیا می­ شود اساتید فکر و مبانی اسلامی نداشته باشند اما حقوق و معارف اسلامی یا سایر رشته­ های اسلامی را تدریس کنند؟! در این صورت، قطعا مباحث غربی­ ها را تدریس می­ کنند. بعد از تولید محتوا و متن، استاد مهم­ ترین رکن اسلامی کردن دانشگاه است. یکی از فوریت­ های کنونی ما، ساختن و تربیت اساتیدی است که فکر و مبانی اسلامی داشته باشند، به عالم و هستی نگاه توحیدی داشته باشند، انسان­شناسی، غایت، محتوا، معرفت شناسی، روش شناسی باید اسلامی باشد. این ساختن استاد اکنون فوریت دارد؛ هر کس در هر رشته ­ای که هست باید مبانی اسلامی را در نظر بگیرد. کار را باید ار مبانی اسلامی مورد تایید شروع کنیم. شروع و طلیعۀ کار با آثار شهید مطهری است. فلسفۀ وجودی این دوره، تربیت اساتید است.

تدریس کتاب «بینش مطهر»

روال کار در سیر مطالعاتی بینش مطهر، مطالعه فردی و مباحثه گروهی است. خواندن یک مطلب، یک چیز است و گفتن آن، چیز دیگری است. حتی المقدور افراد باید مباحثه منظم داشته باشند. ما آدم­های جدی و پای کار می­خواهیم که بتوانیم تشکیلات را تقویت کنیم. تشکیلات اسلامی شدن دانشگاه­ها را داشته باشیم.

کتاب «بینش مطهر»، نقشه هوایی کل برنامه است و پاسخگو به شبهات مرتبط با طرح است. سوال جدی این است که چرا باید سراغ آثار شهید مطهری برویم؟ آیا این آثار به روز است و می­ تواند پاسخگوی سوالات و شبهات جدی ما باشد؟ آیا شهید مطهری راجع به مذاکرات اخیر لوزان هم حرفی برای گفتن دارد؟ آیا جوابگو هست یا خیر؟ ادعای ما این است که کسی که درست شهید مطهری بخواند و بداند می­ تواند به پاسخ مطالب مورد نیاز خود برسد. البته این فقط ادعای ما نیست، سخن ولی معظم فقیه هم همین است. ایشان صراحتا فرمودند که اگر کسی فقط آثار شهید مطهری را بخواند کافی است که او را به سطح مطلوبی از معارف برساند.

اطلاعاتی که ما داریم خلی هم زیاد نیست، خیلی نباید به اطلاعات خودمان اعتماد داشته باشیم. هر کدام از ما چقدر مباحث قرآنی بلد هستیم؟ به طور مثال اگر ما در زمینه قرآن، خیلی خوب کار کنیم . الان سی دی­ هایی هست که بیش از صد تفسیر قرآنی در آن گردآوری شده است که فقط یکی از این تفاسیر، المیزان است. حالا سوال این است که قیمت سی دی چقدر است؟ بار علمی سی دی چه مقدار است؟ اگر فقط ما انبار اطلاعات علمی باشیم، چه میزان ارزش دارد؟ ما یک نوع علم مسموع داریم که در آن فقط به مثابۀ ضبط صوت می­ شویم. مدتی درس می­ دهیم و هر کس هم مدتی محدود، برای شکوفایی دارد. نهایتا از جهت علمی و اطلاعاتی در حد یک سی دی یا کمتر می­ شویم. اما اگر توانستیم علم مسموع را به علم مطبوع تبدیل کنیم که با جان و روح دانشجو ارتباط برقرار کنیم و شخصیت­ سازی کنیم، این رسالت اصلی استاد است. استاد ما باید بتواند شخصیت­ سازی کند، استاد صرف اکادمیک، فقط تدریس می­ کند و نمره می­ دهد.

لازمۀ شخصیت ­سازی توسط استاد، ایجاد «بینش» در استاد، علاوه بر «دانش» است. بینش یعنی چه؟ بینش به مثابۀ نقشۀ راه است. به طور مثال، وقتی می ­خواهید یک خانه ­ای بسازید، باید نقشه داشته باشید. اگر نقشه نباشد، نمی­ دانیم که چند کامیون آجر، چه میزان مصالح دیگر باید تهیه کنیم. اگر نقشه نباشد همان اول کار ممکن است برویم سراغ خرید کابینت به میزان ناشمخص و یا هر کالای دیگر. اقدامات ما بدون وجود نقشه در ساخت یک ساختمان، غیرهدفمند خواهد بود. یکی از مشکلات جدی ما در عرصه آموزش و پرورش این است که انواع و اقسام سمینارها و هجمۀ وسیع اطلاعات را وارد ذهن خودمان می­ کنیم و مورد هجمۀ اطلاعات وسیع هستیم بدون اینکه یک نقشه و برنامه مشخصی داشته باشیم. «بینش» یعنی «غایت­ مداری» و استفاده بهینه از ابزارها و شیوه­ ها و میزان محتوای لازم برای نیل به غایت.

در طرح مطالعاتی بینش مطهر، ایجاد بینش در هر فرد، علاوه بر دانش، هدف می­ باشد. ورود نقّادانه به همۀ مباحث حتی مباحث خود شهید مطهری از جمله اهداف است. خود شهید مطهری نقّادانه وارد می­ شود و اول نظریات دانشمندان غربی را چنان قشنگ تبیین می­ کند که حتی خود آنها هم این کار را نمی­ کنند، بعد دیدگاه­ها و نظریات غربی­ ها را رد می­ کند.

اساتید دانشگاه اصلا بیایند شهید مطهری را نقد کنند، لازمۀ نقد آثار شهید مطهری، خواندن و شناخت این آثار است. در نوشتن «شرح منظومه» شیوه کار بدین ترتیب بود که جلساتی گذاشته می­ شد که برخی از اساتید خارج رفته، دیدگاه­ های فلاسفۀ غربی را مطرح می­ کردند ( در غرب، هر فیلسوف، یک تخصص است) و شهید مطهری هم مباحث اسلامی را مطرح می­ کردند. شهید مطهری در این بحث­ها از خود آن اساتید غربی، دیدگاه­ها و مباحث فلاسفۀ غربی را مطرح می­ کردند. در بحث­ های علمی باید برتری علمی و استدلالی برای خود ایجاد کنیم. برخی از اساتید هنوز خوب بلد نیستند، ان وقت نقد می­ کنند. نخوانده هیچ وقت نقد نکنید. کل شهید مطهری را بخوانید آن وقت، نقد کنید و اصلا کل مباحث را روی هوا ببرید.

چه دشمن فلسفه باشید و چه دوست فلسفه باشید، باید فلسفه را بخوانید. کسی که می­خواهد نظام جمهوری اسلامی ایران را نقد کند و رد کند، باید مبانی فکری این نظام را بخواند. این گفتۀ رهبری انقلاب است که مبانی فکری این انقلاب، آثار شهید مطهری است. باید بلد باشیم و سپس آن را رد کنیم. اگر بخواهیم مدافع نظام اسلامی هم باشیم، باید بلد باشیم. این وضع نابسامان ما الان در دانشگاه­ها، ناشی از نبود و فقدان مبانی فکری در اساتید است. باید بتوانیم ربط و نسبت میان موضوعات را پیدا کنیم. مثلا یکی از اساتید می­ گفت شهید مطهری، بحث توحید را خوب طرح نکرده است. در کتاب «خدا در زندگی انسان» ایشان هدف انبیا را توحید و عدالت اجتماعی عنوان می­کنند و سپس به این نتیجه می­رسند که اساسا هدف انبیا فقط و فقط یک چیز است و آن، همان توحید است و عدالت اجتماعی و سایر اهداف فرعی هم برای تحقق هدف اصلی توحید بوده است. اکنون یکی از ضرورت­های زندگی ما، لزوم برقراری وحدت در همۀ برنامه ­ها اعم از سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و غیره در راستای توحید است و در غیر اینصورت شرک محقق می­شود.

در ذیل مباحث در قالب دو مقدمه و یک نتیجه­ گیری مطرح خواهد شد:

  • مقدمه اول:

جامعۀ کنونی ما مملو از سوال و شبهه در مورد مسایل دینی خصوصا در میان نسل جوان است. در مورد پوشش و لباس پوشیدن، در مورد موسیقی، در مورد ارتباطات و همه چیز، با حکم حرام مواجه هستیم، اینکه خلاف شرع و غیرمجاز است. اسلام، مسئول محدودسازی و مانع ترشی است و غرب، مسئول آزادسازی بشر است، هر طوری که دلت می­ خواهد عمل کن. افراد مذهبی هم در موضع­گیری­های خود نهایتا اذعان می­کنند که مثلا آزادی، خوب است اما اسلام را هم باید رعایت کرد یعنی مدام در حال ماست­ مالی کردن هستند (تعبیر قرآنی ماست مالی کردن می­شود «مُدهِنون». آیا واقعا اسلام، مسئول محدودسازی و غرب، مسئول آزادسازی است؟

  • آیا در این مملکت می­توان شاد بود؟ مسیحی­ ها بنا به باور خودشان، وقتی که مسیح را به صلیب کشاندند، جشن می­ گیرند، به دو دلیل:
  • دلیل نخست اینکه با به صلیب کشیده شدن مسیح، گناه بشریت بخشوده شد. پدر و مادر ما از میوۀ ممنوعه خوردند که «دانش» بود، لذا از بهشت رانده شدند. از دیدگاه شهید مطهری، این بزرگترین تحریف در تاریخ بشریت است که در تورات آمده است. مبنای تعارض علم و دین در تورات است چون مسیحیان هم عمدۀ مباحث خودشان را از تورات گرفته­ اند. از منظر تورات یا باید عالم باشید یا باید بهشتی باشید. لذا می­ گویند که می­ خواهم عالم باشم در جهنم نه جاهلی در بهشت باشم. ما هم داریم که گفته می­ شود اکثر اهل بهشت، بُلهاء هستند، این همان فرهنگ غربی است لذا هر چه فرد دانشگاهی­ تر باشد، باید کمتر دیندار باشد و از دین فاصلۀ بیشتری بگیرد. این در حالی است که از دیدگاه قرآن، ادم بعد از اینکه «اسماء» را یاد گرفت، چون علمش را کنار گذاشت و به علمش، عمل نکرد، از بهشت رانده شد.
  • دلیل دوم مسیحیان برای جشن و شادی بعد از به صلیب کشیده شدن مسیح، این است که قایل­ اند که مسیح به سعادت رسید و لذا باید شادی و خوشحالی کرد.

حالا عملکرد مسلمانان در رابطه با شهادت سید الشهدا چگونه است؟ سه روز عاشورا، تاسوعا و اربعین را تعطیل می­ کنیم. چرا اینقدر ناله و زاری می­ کنیم؟ چرا ما شاد و ریلکس نیستیم؟ با همین دیدگاه­ها چند سال قبل دیدیم که عده ­ای جوان در همین تهران، در شام غریبان امام حسین (ع) با سگ­هایشان و موسیقی و اینها جشن و پایکوبی کردند!

  • سوال دیگر اینکه جوان ما می­گوید که من نمی­ خواستم به دنیا بیایم، نمی­ خواستم دختر باشم، نمی­ خواستم در این کشور باشم، ما را به زور به این دنیا آوردند و به زور هم از این دنیا خواهند برد. هایدگر می­ گوید که ما را به زور وارد دنیا کردند و به زور از این دنیا می­ برند، نه آمدن و نه رفتن­مان دست ما نیست، اگر یک جوان این سوالات را از ما بکند، چه جوابی داریم به او بدهیم. خدا می­ گوید: «کُنتُ کشنزاً مخفیاً» تو را خلق کردم که آشکار شوم. آیا واقعا اینطوری است؟

خاطره: ده، یازده سالی که دانشگاه بومهن می­رفتم آنجا دیگر خود سوال، حاضر بود. روزی، یکی از دانشجویان دختر، گریه می­کرد. او گفت: «که سوالات زیادی در مورد اینکه چرا خلق شدم داشتم که از استاد معارف می­پرسیدم. استاد معارف در پاسخ گفت: ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون…، باز هم پرسیدم که برای چه آمدم؟ جواب­های استاد مرا قانع نمی­ کرد. استاد هم در اخر گفته بود که اصلا هر کس که از این سوالات می­پرسد، نطفه­ اش حلال نیست.» حالا اگر اسرائیل می­ خواست یک جوان ما را بی­ دین کند، چقدر باید هزینه می­کرد و زحمت می­ کشید استاد معارف ما خیلی راحت این کار را انجام داد.

  • سوالات و شبهات زیادی در مورد مباحث حقوق زنان مطرح است. چرا دیۀ زن و مرد، نصف است؟ چرا دیۀ یک زن دانشمند و با فضایل اخلاقی، نصف دیۀ یک مرد معتاد است. بحث شیرین عبادی این است که دیۀ زن، نصف دیۀ عضو سافل مرد است.

در مجموع، مقدمۀ اول این است که در جامعه کنونی، حجم زیادی سوال و شبهه در موضوعات مختلف وجود دارد، آیا اسلام می­تواند پاسخگوی همه مسایل روز ما باشد؟

  • مقدمه دوم:

دین اسلام، دین کامل است. خاتمیت دین اسلام، مدعی این است که پاسخگوی تمامی شبهات و تمامی مشکلات بشریت و تامین کنندۀ سعادت ابدی بشریت است.

  • نتیجه­ گیری:
  • نکته اول: چرا ما بلد نیستیم به این سوالات و شبهات پاسخ بدهیم؟ چر این همه خلا داریم؟ چون کم کاری کردیم و خودمان کار نکردیم، امور و مسایل دیگر برای ما اولویت بوده است. ما مدعیانی هستیم که در جایگاه قضاوت و پاسخگویی به این مسایل، کم کار و بی­ برکت هستیم و احساس شرمندگی می­ کنیم.
  • نکته دوم: آیا دین شما و مفاهیم دینی شما، درست است یا در آن مشکلاتی وجود دارد؟
  • به طور نمونه «تقوا» یعنی چه؟ یعنی پرهیزگاری؟! شهید مطهری اذعان می­کند که این معنا، غلط است. فقط در زبان فارسی، تقوا به پرهیزگاری معنا شده است. در لسان عرب، «اداره وقایه» داریم یعنی اداره سلامت، بهداشت و پیشگیری است. بنا به تعبیر پیامبر اکرم (ص) تقوا، یعنی حرکت در بیابان پر ار خار و مراقبت بر اینکه در عین حرکت در راه، پا بر روی خار نگذاریم. تقوا یعنی مراقبت بر راه درعین حرکت در راه. در قدیم داشتیم که فلان زاهد بی­عقل، یک چشم خودش را قیر گرفته بود چون می­ گفت یک چشم هم کافی است. مردم می­ گفتند که چه آدم متقی­ ای است، این تقوا، تقوای ضعف است.
  • «زهد» و «توکل» یعنی چه؟ این مفاهیم اساسی که باید بر مبنای آن، جامعه را اداره کنیم، آیا صحیح است؟

شهید مطهری، احیاگر تفکر دینی است و آثار شهید مطهری باعث احیا تفکر دینی می­ شود.

  • روضۀ سید الشهدا برای چیست؟ روضه­ های ما حسینی است یا یزیدی؟ بنا به اذعان شهید مطهری، خیلی از روضه­ های ما یزیدی است. یعنی اینکه جناب یزید می­ خواهیم روضه­ ای بخوانیم که شما خوشت بیاید، شما کاری کردی که امام حسین (ع) و یاران ایشان را کشتید، سرها را بریدید، بدن­ها را ذیل سمّ اسبان بردید، آقای یزید شما زینب را به چه روزی کشاندید، با بچه­ها، با قافله و … یک کاری کردید که الان هم کسی جرات ندارد که اسم بچه­ اش را زینب بگذارد، از ترس اینکه مبادا فرزندشان، جورکش و ستم­کش شود. اما روضه امام حسین (ع) این است که چطور زینب (س) شما را کوچک و خوار کرد؟! این مصیب کشیده، چه حماسه­ای آفرید؟!

ما از قیام سید الشهدا و کربلا چه می­ خواهیم؟ آیا قمه زنی می­خواهیم؟ همان کاری که صادق شیرازی­ها می­ کنند را می­ خواهیم یا اینکه خیر، می­ خواهیم روح حماسۀ حسینی بسازیم؟!

احیای تفکر دینی این است که ما یزید امروز را تشخیص دهیم و با آن مقابله کنیم. شهید مطهری، مثال بسیار جالب «پشۀ آنوفل» را می­ زند. بهترین حالت برای این پشه این است که طعمه­ اش، حالت رخوت و بی­ حسی داشته باشد. دشمن نمی­ خواهد ما را بی­دین کند، بلکه می­خواهد حرکت و برکت را از ما سلب کند، دین ما، دین سکون و رکود شود.

احیای تفکر دینی همین است که شهید مطهری می­خواهد دین را احیا کند. احیا و اماته یعنی چه؟ شب احیا چه می­ کنیم؟ احیا یعنی چه؟ مقدار زندگی و عمر هر کس چقدر است؟ سن شما چقدر است؟ مثلا 23 سال است. 23 سال یعنی چه؟ یعنی اینکه 23 بار، زمین به دور خورشید چرخیده است، خوب این چه ارتباطی با شما دارد؟! مقدار چرخش زمین به دور خورشید، واقعا چه ارتباطی با ما دارد؟ عمر هر کس میزان حرکت او به سمت غایت است، لذا ممکن است فردی 90 ساله باشد، اما بچه باشد. مثلا فردی که 23 ساله است، تا سن 10 سالگی که سن تکلیف است که کار خاصی انجام نداده است، مابقی عمرش را چقدر، خواب بوده است؟ چقدر حرکت داشته است به سمت غایت؟ چرا ما ناراحت می­شویم که به ما بگویند بچه هستیم؟ باید خوشحال هم شد چون بعضی­ها حتی بچه هم نیستند و صورت حیوانی دارند و عقبی حرکت کرده­اند. بوزینه یعنی اینکه تمام عمرش را بازی ولو بازی علمی کرده است. بنابراین میزان عمر هرکس، میزان حرکت او به سمت غایت است، این، همان نظام فکری ایجاد کردن است.

  • نکته سوم:

امام خمینی (ره) می­ گوید شهید مطهری بخوانید. همۀ ما مدیون امام هستیم. در برنامه­ها و نقشه­ های بهائیت، کل ایران بنا بود که بهائی شود. با ادعای دین ایرانی جدید، بنا بود که بهائیت وارد ایران شود، همان طور که وهابیت وارد عربستان شد و در آن، نهادینه شد. خدا لطف کرد و با زحمت امام (ره) دین ما، دین اسلام شد. امام تاکید کردند که آثار شهید مطهری را بخوانید. حالا آیا بعد از رحلت امام، این تکلیف از عهدۀ ما برداشته شده است؟ نظر ولی معظم فقیه (بی­­ واسطه خدمتتان عرض می­کنم) این است که: «این کار ار کار ذی­ قیمتی می­دانم؛ از هر کجا که شروع کرده باشید، فکر می­ کنم این کار، آیندۀ خوبی دارد. توصیه می­ کنم این کار را جدی بگیرید.

تربیت و شخصیت ­سازی، همراه با ایجاد تشکیلات باید باشد، مهم این است که آدم­ سازی و تربیت صورت پذیرد. جلسه اول، ایجاد انگیزه و تشنه­ سازی افراد است. خودتان تصمیم بگیرید که به هر نحو ممکن این کار را شروع کنید. نکتۀ مهم این است که نباید در آثار شهید مطهری، متوقف شویم بلکه باید عبور کنیم. باید از قرآن بهره ببریم ما قرآنی را می­ خواهیم که رویکرد علمای ربانی را داشته باشد والا امثال صادق شیرازی­ها بیشتر از ما قرآن می­خوانند. شش عالم ربانی، مبنای کار علمی ما است که عبارتند از: امام ، ولی معظم فقیه، شهید مطهری، علامه طباطبایی، آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح یزدی. پنج سوره­ای که مورد توصیه علمای ربانی است عبارتند از: سوره یس (بعد از نماز صبح)، سوره نبا (بعد از نماز ظهر)، سوره عصر (بعد از نماز عصر)، سوره ملک (بعد از نماز مغرب) و سوره واقعه (بعد از نماز عشا).

سخنرانی 20 فروردین 94

دانشگاه محمد رسول الله(ص)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

51 + = 53